صندوق‌های بازار پول؛ معماری نوین سیاست پولی

صندوق‌های بازار پول؛ معماری نوین سیاست پولی

«صندوق بازار پول» حلقه اتصال بازار سرمایه و سیاست پولی/ هدایت نقدینگی به سمت تأمین مالی مولد/ معماری نوین سیاست پولی تکمیل می‌شود

مهدی هادیان، معاون پژوهشی پژوهشکده پولی و بانکی

صندوق‌های بازار پول (Money Market Funds – MMFs) با  صندوق‌های  سرمایه‌گذاری با  درآمد ثابت (Fixed Income Funds) که  امروز در بازار سرمایه  ایران فعالیت می‌کنند،  یکسان نیستند؛ هرچند از نظر  سطح ریسک و نوع سرمایه‌گذاری شباهت‌هایی میان آنها وجود دارد.   صندوق‌های درآمد ثابت معمولاً در ترکیبی از اوراق  بدهی دولت، اوراق  شرکتی، سپرده‌های  بانکی و سایر ابزار‌های با درآمد ثابت  سرمایه‌گذاری  می‌کنند  و بسته به مقررات، ممکن است  بخشی از پرتفوی خود را نیز به  سهام  اختصاص دهند. اما صندوق‌های بازار پول در ادبیات مالی  دنیا صندوق‌هایی  هستند  که تقریباً تمام دارایی خود را به ابزار‌های کوتاه‌مدت، بسیار نقدشونده و   کم‌ریسک بازار  پول، مانند اسناد خزانه، اوراق کوتاه‌مدت دولت، قرارداد‌های  بازخرید (Repo)،  گواهی  سپرده بانکی، پذیرش‌های بانکی و اوراق تجاری  اختصاص می‌دهند. به همین دلیل، این   صندوق‌ها بیش از آنکه یک ابزار  سرمایه‌گذاری صرف باشند، بخشی از زیرساخت  بازار  پول و  اجرای سیاست  پولی محسوب می‌شوند. گزارش پژوهشکده پولی و بانکی  نیز بر همین کارکرد   تأکید دارد و ایجاد این صندوق‌ها را یکی از الزامات توسعه بازار  پول و  ارتقای  اثربخشی  سیاست  پولی می‌داند. 

از منظر سیاستگذاری پولی، اهمیت این صندوق‌ها بسیار فراتر از یک ابزار سرمایه‌گذاری است. امروز بانک‌های مرکزی موفق، از جمله فدرال رزرو آمریکا، بانک انگلستان و بانک کانادا، سیاست پولی خود را بر پایه بازار‌های عمیق پول و بدهی اجرا می‌کنند. صندوق‌های بازار پول یکی از بازیگران اصلی این بازار‌ها هستند؛ زیرا با تجمیع منابع کوتاه‌مدت و هدایت آنها به سمت اوراق بدهی، هم نقدشوندگی بازار را افزایش می‌دهند و هم به کشف نرخ‌های سود کمک می‌کنند. در ایالات متحده، ارزش دارایی صندوق‌های بازار پول از مرز ۷ تریلیون دلار عبور کرده است که نشان می‌دهد این صندوق‌ها امروزه بخشی از زیرساخت نظام پولی و مالی این کشور محسوب می‌شوند، نه صرفاً یک ابزار سرمایه‌گذاری.

البته این تجربه صرفاً به اقتصاد‌های پیشرفته محدود نیست. در بسیاری از اقتصاد‌های نوظهور نیز صندوق‌های بازار پول به یکی از ارکان بازار مالی تبدیل شده‌اند. برای مثال، ترکیه همزمان با توسعه بازار بدهی و اصلاحات بازار پول، صندوق‌های بازار پول را گسترش داده و این صندوق‌ها امروز سهم قابل توجهی از سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت را به خود اختصاص داده‌اند و یکی از کانال‌های مهم انتقال سیاست پولی به شمار می‌روند. در پاکستان نیز صندوق‌های بازار پول در کنار بازار اوراق خزانه و عملیات بازار باز بانک مرکزی، نقش مؤثری در مدیریت نقدینگی ایفا می‌کنند. مالزی نیز تجربه موفقی در توسعه صندوق‌های بازار پول، به‌ویژه صندوق‌های بازار پول اسلامی، دارد که منابع خود را در صکوک کوتاه‌مدت و سایر ابزار‌های مالی منطبق با شریعت سرمایه‌گذاری می‌کنند. این تجارب نشان می‌دهد که صندوق‌های بازار پول نه تنها در اقتصاد‌های پیشرفته، بلکه در کشور‌هایی با ساختار مالی نزدیک‌تر به ایران نیز به عنوان یکی از ارکان مهم بازار پول و بازار بدهی توسعه یافته‌اند.

در اقتصاد ایران نیز اگر منظور وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی، حرکت به سمت ایجاد صندوق‌های بازار پول با استاندارد‌های متعارف بین‌المللی باشد، می‌توان آن را گامی مهم در توسعه زیرساخت‌های بازار پول و بازار بدهی دانست. البته باید توجه داشت که این صندوق‌ها نباید صرفاً نسخه دیگری از صندوق‌های درآمد ثابت موجود باشند، بلکه لازم است مأموریت مشخص آنها سرمایه‌گذاری در ابزار‌های بازار پول و اوراق بدهی کوتاه‌مدت باشد تا بتوانند کارکرد واقعی خود را ایفا کنند. گزارش سیاستی پژوهشکده پولی و بانکی نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند زمینه تأسیس این صندوق‌ها توسط بانک‌ها و مؤسسات اعتباری، همراه با توسعه ابزار‌های مالی بازار پول، فراهم شود.

از منظر بازار سرمایه، مهم‌ترین اثر این صندوق‌ها تعمیق بازار بدهی است. یکی از چالش‌های اقتصاد ایران آن است که بازار اوراق بدهی هنوز از عمق و نقدشوندگی کافی برخوردار نیست. زمانی که صندوق‌های بازار پول به خریداران حرفه‌ای اوراق تبدیل شوند، تقاضای پایدار برای اوراق بدهی دولت و سایر اوراق کم‌ریسک ایجاد می‌شود، معاملات بازار ثانویه رونق می‌گیرد، منحنی بازده شکل دقیق‌تری پیدا می‌کند و فرآیند کشف نرخ سود کاراتر می‌شود. در نتیجه، بازار سرمایه نیز از توسعه یک بازار بدهی عمیق و کارآمد منتفع خواهد شد.

از منظر اقتصاد کلان نیز آثار این صندوق‌ها قابل توجه است. اگر منابع کوتاه‌مدت جامعه به جای ورود به بازار‌های سفته‌بازانه مانند ارز، طلا یا سایر دارایی‌ها، در صندوق‌های بازار پول تجمیع و به سمت خرید اوراق بدهی هدایت شود، بخشی از نقدینگی سرگردان جذب می‌شود و امکان تأمین مالی غیرتورمی دولت نیز افزایش می‌یابد. این همان حلقه‌ای است که میان بازار پول، بازار سرمایه و سیاست مالی ارتباط برقرار می‌کند و می‌تواند فشار بر منابع بانک مرکزی و نظام بانکی را کاهش دهد. در گزارش پژوهشکده نیز تأکید شده است که این صندوق‌ها علاوه بر جذب نقدینگی کوتاه‌مدت، به تعمیق بازار بدهی و ارتقای اثربخشی سیاست پولی کمک می‌کنند.

البته تحقق این اهداف، مستلزم فراهم بودن چند پیش‌نیاز اساسی است. نخست آنکه ابزار‌های بازار پول و بازار بدهی باید تنوع کافی داشته باشند؛ صرف اتکا به اوراق دولتی کفایت نمی‌کند و ابزار‌هایی مانند گواهی سپرده قابل معامله، قرارداد‌های بازخرید (ریپو)، پذیرش بانکی و اوراق تجاری نیز باید به تدریج توسعه یابند. دوم، چارچوب نظارتی بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان بورس باید کاملاً هماهنگ باشد تا این صندوق‌ها به‌درستی در خدمت سیاست پولی و ثبات مالی قرار گیرند. سوم، ضروری است این صندوق‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که جایگزین سپرده‌های بانکی نباشند، بلکه مکمل بازار پول و بازار سرمایه باشند.

در مجموع، اگر ایجاد صندوق‌های بازار پول با طراحی صحیح نهادی و هماهنگی کامل میان بانک مرکزی، وزارت امور اقتصادی و دارایی و سازمان بورس دنبال شود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین اصلاحات ساختاری بازار مالی کشور باشد. این صندوق‌ها نه تنها یک ابزار جدید سرمایه‌گذاری هستند، بلکه بخشی از معماری نوین سیاست پولی به شمار می‌روند؛ معماری‌ای که از طریق تعمیق بازار بدهی، بهبود انتقال سیاست پولی، افزایش کارایی عملیات بازار باز و هدایت نقدینگی به سمت تأمین مالی مولد، در نهایت به ثبات اقتصاد کلان و مهار پایدار تورم کمک خواهد کرد. از این منظر، پیشنهاد ایجاد صندوق‌های بازار پول را باید نه صرفاً یک نوآوری در بازار سرمایه، بلکه گامی در جهت تکامل زیرساخت‌های سیاستگذاری پولی و توسعه بازار‌های مالی کشور ارزیابی کرد.

منبع: متن کامل خبر