به گزارش خبرنگار ایبنا، بازارهای دارایی ایران اگرچه این روزها دارای آرامش نسبی هستند، اما در هفتهها و ماههای گذشته، نوسانات زیادی را پشت سر گذاشتند؛ روندی که بیش از آنکه حاصل تغییر در متغیرهای بنیادین و شاخصهای کلان باشد، تحت تأثیر شتاب جریان اخبار و چرخش فضای روانی معاملات رقم میخورد.
هدف این گزارش، تحلیل اخبار سیاسی نیست، بلکه بررسی این گزاره است که اخبار مثبت و منفی چگونه بازارها را تحت تاثیر قرار میدهند.
به عنوان مثال در هفتههای اخیر، شکلگیری شایعات و انتشار گزارشهای تأییدنشده پیرامون مذاکرات سیاسی و کاهش تنشهای منطقهای کافی بود تا موجی از تغییر انتظارات در میان معاملهگران ایجاد شود. پیش از آنکه اخبار مذکور از سوی منابع رسمی تایید یا تکذیب شود، اما «سرعت انتشار» و «ضریب نفوذ رسانهای» آنها توانست ترمز رشد دلار و طلا را بکشد و بخشی از نقدینگی سرگردان را به سمت تالار شیشهای هدایت کند. این رفتار بازیگران اقتصادی در حالی رخ داد که در متغیرهای پایهای اقتصاد تغییری ایجاد نشده بود. دقیقا معکوس این وضعیت نیز بارها بصورت نوسانات افزایشی در بازار ارز در پی انتشار اخبار منفی تجربه شده است.
فاصله خبر تا واقعیت
فاصله میان «انتشار یک خبر» تا «تحقق اثر واقعی آن در اقتصاد»، نشاندهنده پدیدهای است که در ادبیات مدرن اقتصادی از آن با عنوان «اقتصاد توجه» (Attention Economy) یاد میشود؛ چارچوبی که در آن، مدیریت جریان اطلاعات، بر رفتار کوتاهمدت بازارها سایه میاندازد؛ این رفتار بازیگران اقتصادی، بارها در بازار ارز کشور تجربه شده است. در چنین شرایطی، حتی اگر اسکناس فیزیکی جابهجا نشود، انتظارات ارزی تقویت میشود و نرخهای موازی بهعنوان شاخص روانی بازار بالا میروند. تأثیر تغییرات سیاسی و منطقهای بر تغییر انتظارات ارزی و تورمی، انکارناپذیر است و همواره نرخ تورم و ارز بر کنش و واکنش یکدیگر تأثیر میگذارند.
«اقتصاد توجه»؛ واکاوی دریچه جدید تحلیل
پیشبینی هربرت سایمون، نوبلیست مطرح اقتصاد مبنی بر اینکه «ثروت اطلاعات، فقر توجه ایجاد میکند»، امروز در عمق رفتاری بازارهای مالی قابل مشاهده است. در دنیای اشباعشده از دادهها، دیگر فقط آمارهای واقعی ملاک عمل نیستند؛ بلکه این «دیده شدن روایتها» و «هدایت انتظارات» است که تعیینکننده سمتوسوی کوتاهمدت قیمتهاست. به بیان دیگر، رسانهها، شبکههای اجتماعی و منابع خبری، هر روز انسانها را با اطلاعات بیشماری بمباران میکنند و این ازدحام، جلبتوجه مخاطبان را دشوار میسازد. در نتیجه، توجه انسان به کالایی ارزشمند بدل شده و جلب آن، به عنوان بخشی جداییناپذیر از استراتژی تولید درآمد در مدلهای کسبوکار متعدد اجرا میشود. اینجاست که مفهوم «اقتصاد توجه» با «مدیریت انتظارات ارزی» پیوند میخورد؛ جایی که سرعت و جهتدهی جریان اطلاعات، میتواند به اندازهٔ یک متغیر بنیادین، بر سمتوسوی بازار اثر بگذارد.
بر اساس آخرین گزارشهای رسمی وزارت ارتباطات نیز، سهم اقتصاد دیجیتال از تولید ناخالص داخلی کشور به حدود ۷.۱۴ درصد رسیده است و هدفگذاری برنامه هفتم توسعه، دستیابی به سهم ۱۰ تا ۱۵ درصدی است. همراستا با این جهش زیرساختی، بسترهای اطلاعرسانی آنلاین نیز به رکنی مهم در شکلگیری انتظارات معاملهگران تبدیل شدهاند.
تقابل اخبار معتبر و روایتهای بازار
اگرچه در افق بلندمدت، حرکت بازارها تابع متغیرهای بنیادین باقی خواهد ماند، اما در کوتاهمدت، «اعتبارمندی اخبار»، «نفوذ منابع» و «روایتهای غالب» هستند که دامنه نوسانات را تعیین میکنند. هرچه اخبار دقیقتر، شفافتر و از مسیرهای معتبر منتشر شوند، زمینه برای شکلگیری انتظارات واقعبینانهتر فراهم میشود.
با این حال، نباید فراموش کرد که از خرداد سال گذشته کشور مستقیماً وارد شرایط جنگی شده و هزینههای سنگین آن هنوز بر رشد نقدینگی، تورم و انتظارات ارزی اثرگذار است. در چنین شرایطی، هرگونه شایعه یا خبر تأییدنشده میتواند ابهام را افزایش داده و نوسانات کوتاهمدت بازار را تشدید کند. انتشار شفاف، دقیق و بهموقع اخبار از مجاری رسمی، پادزهری اساسی برای کنترل انتظارات غیرواقعی و جلوگیری از نوسانات هیجانی در بازارها است. در این میان، تجربه نشان داده که تحلیل بازار ارز بدون در نظر گرفتن سیاست خارجی و امنیت، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
منبع: متن کامل خبر